حاج قاسم چگونه غزه را به پیشانی مقاومت تبدیل کرد؟
تولد معادله جدید
خط رهبری: شب ۲۱ آبان ۱۳۹۷، بوی خطر در هوای خان یونس پیچیده بود. گروهی از نخبهترین کماندوهای رژیم صهیونی، معروف به «سایرت متکل»، با لباسهای مبدل و نقاب زنانه خود را به دل غزه رسانده بودند. مأموریتشان شبیه به یک فیلم جاسوسی بود: نصب ادوات شنود و ربایش یک فرمانده کلیدی حماس. اما آن شب، غزه دیگر سرزمینی نبود که در نیم ساعت اشغال شود. چشمان تیزبین نورالدین برکه و مردانش، سایههای نامأنوس را زیر نظر داشتند. با یک حرکت اشتباه دشمن، پرده برداشته شد و درگیری بیامان آغاز گردید. فرمانده گروه نفوذی کشته شد و عملیات به شکستی سنگین تبدیل گشت. هلیکوپترهای دشمن برای نجات باقی ماندگان آمدند، اما این یک فرار شرمآور بود، نه یک عقبنشینی تاکتیکی. این حادثه، تنها یک درگیری مرزی نبود؛ نمایشی از تولد معادلهای جدید بود.
مقاومت غزه در این دو روز درگیری، قریب هزار فروند انواع موشک به مواضع صهیونیستها شلیک میکند. برخی از این موشکها نقطهزن بودند که به مراکز حساس و تجمع نیروهای صهیونیستی در اطراف غزه شلیک شدند. حجم گسترده پرتاب موشکها و نیز رونمایی از ظرفیتهای جدید موشکی مقاومت و نیز واکنش سریع و برنامهریزی شده آنها علیه مواضع مختلف صهیونیست، اسرائیل را ناگزیر از توقف جنگ ساخت.
اما این قدرت جدید از کجا سرچشمه میگرفت؟
پاسخ را باید در استراتژی مردی جستجو کرد که فلسطین را نه یک جغرافیا، که یک باور میدانست. باوری ریشهدار در قلب قرآن. آری، او بارها بر اساس نگاهش به قدس گفته بود “من درباره قدس هیچ ترسی ندارم؛ زیرا قدس پروردگاری دارد که از آن محافظت میکند.” این جمله، کلید روح او بود؛ ایمانی که او را به قدرتی فراتر از اسلحه متصل میکرد.
اما شهید سلیمانی فقط به باور اکتفا نکرد. او یک استراتژیست بود با ذهنی باز و بیپروا. او مرد میدان نبرد بود و خوب میدانست باید از کجا شروع کند.
در نقشههای نظامی، نوار غزه نقطهای محاصره شده بود: زمین، دریا و هوا در اشغال دشمن. اما حاج قاسم باور داشت محاصره را میتوان شکست. او با شهید عماد مغنیه و فرماندهان حزبالله و حماس، شبکهای از مقاومت ساخت. در اتاقهای فرماندهی، نقشههای موشکی طراحی شد؛ از پیشرانه تا کلاهکهای هدایتشونده. برای آوردن ابزار لازم حتی بادهای شمالی را به خدمت گرفتند: بالنهایی که روزی فقط یک کیلوگرم حمل میکردند، اما بعدتر ۳۵۰ کیلوگرم بار را به آسمان غزه میبردند. او از طرق دیگر نیز راهی برای آوردن اسلحه به غزه پیدا میکرد. مثلا وقتی یکی از فرماندهان جبههی خلق آزادی فلسطین پیشنهاد داد از معمر قذافی، حتی در اوج تمایلش به غرب، میتوان برای انتقال آرپیجی به نوار غزه استفاده کرد، شهید سلیمانی بیدرنگ گفت: “برو و انجام بده.” او سعی داشت تا سامانه موشکی غزه توسعه یابد.
حاجقاسم هم در انتقال سلاح و سختافزار جنگ به غزه مصمم بود و هم این نکته مهم را به نیروهای فلسطینی یادآور میشد که نیروی پشتیبانی آنها در زمان رزم نمیتوانند کنار آنها باشند، از اینرو باید یاد میگرفتند که چطور بجنگند و چطور خود سلاح بسازند.
او حتی زیر خاک نیز جبهه را گسترش داد: تونلهای ۳۶۰ کیلومتری غزه، با الهام از ایدههای او و شهید مغنیه بود که شاهرگ حیاتی مقاومت شدند.
رهبر معظم انقلاب: «این مرد [شهید سلیمانی]، دست فلسطینیها را پُر کرد؛ کاری کرد که یک منطقهی کوچکی، یک وجب جا مثل نوار غزّه در مقابل رژیم صهیونیستیِ با آن همه ادّعا میایستد، کاری و بلایی سرِ آنها میآورد که آنها سرِ ۴۸ ساعت میگویند آقا بیایید آتشبس بدهید؛ اینها را حاج قاسم سلیمانی کرد. دستشان را پُر کرد. کاری کرد که بتوانند بِایستند، بتوانند مقاومت کنند. این چیزی است که برادران فلسطینی ما مکرّر در مکرّر پیش خود بنده گفتهاند. البتّه من میدانستم امّا آنها هم آمدند پیش ما شهادت دادند.» #خط_رهبری #مقاومت #غزه #شهید_سلیمانی
منبع
فارس













برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.